Wednesday, May 24, 2017 | پنجشنبه 04 جوزا 1396
آخرین اخبار
پربیننده ترین اخبار
تبلیغات
ورود به سیستم
  • عضویت
  • بازیابی گذرواژه
1392/02/11 شعري از قهار عاصي

شرح مطلب

سحري به ياد رويت هوس نماز کردم

به حضور دل تپيدم بخدا نياز کردم

همه خانه را خيالت بگرفت و آرزويت

لب ناله بسته ميشد، در گريه باز کردم

گله ها ي شام هجران و غمينه ها غربت

دوسه نکته بود از درد، منش دراز کردم

به مقام کبريايي که سخن نداشت راهي

به دعا نه رفت کاري و ترانه ساز کردم

عطشم چنان ز جا برد که رفته رفته آخر

ره کربلا گرفتم سفر حجاز کردم

پروپاي جلوه هايت گل سرخ بود

تب عشق دست داد و سروپا گداز کردم


 

 
تاریخ : 1392/08/26 ساعت : 14:39
Gholam Nabi Ishraqi
اي مسلمانان به فريادم رسيد ! دشت و صحرا ، لاله و خون و شهادت تا به کي ؟ انتحار و مافيا و قتل و غارت تا به کي ؟ روز روشن ، شام تارم گشته است زخم ها بر پيکر ماه و نجابت تا به کي ؟ لعنت دين خدا ، از براي دزد و هر غارتگري دزدي و فِسق و فجور و اين خيانت تا به کي ؟ زندگي بر کام طفل و کودک و پير و جوان زهر مار و دود و تاريک و قيامت تا به کي ؟ آيه قرآن ، حديث و مکّه و ايمان چه شد ؟ اختلاف و کينه و بغض و عداوت تا به کي ؟ مادري دارم که کوهي از غم و درد دل است آتش و خشم و خشونت ، اين جنايت تا به کي ؟ دلبري دارم پر از عشق و صفا و مهربان در قفس زندان و زنجير و اسارت تا به کي ؟ اي مسلمانان به فريادم رسيد ! اين چنين وحشي گريها و جهالت تا به کي ؟ « غلام نبي اشراقي » ، ۱ نوامبر ۲۰۱۳ « ميلادي »
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
وب سایت :
نظر :