Thursday, June 22, 2017 | پنجشنبه 01 سرطان 1396
آخرین اخبار
پربیننده ترین اخبار
تبلیغات
ورود به سیستم
  • عضویت
  • بازیابی گذرواژه
1392/10/28 (وحدت) در کلام آصف رحيمي شاعر خوش سرا

شرح مطلب

آصف رحيمي از جمله شاعران کشور است که با درک ضرورت وحدت بين مذاهب شيعه و سني در جملاتي زيبا به بيان آن به زبان شعر مي‌پردازد.

شکوفه وحدت

هلا! ز سوره نور آيۀ سحر خوانيد

هزار مرتبه اين آيۀ را ز سحر خوانيد

سپيده از سر ديوار مي‌دهد آواز

که بال شوم شب تيره مانده از پرواز

صداي پاي سحرگه ز دور مي‌آيد

از انتهاي شب آواز نور مي‌آيد

که بر سپاه شب آهنگ آفتاب زنيد

هنوز فاصله داريد هان! رکاب زنيد

هلا! سوار سحر اي حماسه ساز به پيش

که هست قافله ات را ره دراز به پيش

هلا! به پشت براق عروج بنشسته

سوار چابک دستار بر کمر بسته

تو بر فراز بلنداي عشق خانه زدي

تو دل به پهنۀ درياي بي کرانه زدي

قرينۀ سحري بامداد را ماني

بر اسب حادثه‌ها گرد بار را ماني

هلا! به پشت براق عروج بنشسته

سوار چابک دستار بر کمر بسته

تو آفتاب دلي با سحر هم آغوشي

شهاب گرم رکابي شراره بر دوشي

خدنگ صاعقه بر خرمن سحاب زدي

به فرق شام سيه تيغ آفتاب زدي

شب از صفير فشنگت صراحتي دارد

خروش خشم تفنگت صراحتي دارد

هنوز بوي غباري ز دور مي شنوم

نواي وسوسه باري ز دور مي‌شنوم

بهوش باش که نامردمان به کار شدند

حراميان همه با يکدگر سوار شدند

هنوز حيله ترا دست در گريبان است

زمام قافله در اختيار توفان است

به نام شيعه و سني به حيله مي‌کوشند

پي جدايي اهل قبيله مي‌کوشند

درين سفر همه بايد که همسفر گرديم

بسان قطره به آغوش بحر برگرديم

قسم به خلوت شبهاي شاهدان سحر

به لحظه‌هاي عروج مجاهدان سحر

قسم به مردي مردان قسم به خون شهيد

به سوگ لاله کزان پشت سرو باغ خميد

قسم به گريه گلهاي دسته دسته باغ

به نوحه خواني مرغان پر شکسته باغ

قسم به ناله شبگير اسير

قسم به ضجۀ مجروح مانده در زنجير

قسم به سوره اشک و به آيه ماتم

به واژه واژه منشور بي نهايت غم

قسم به لحظه قرآن و آب و آيينه

به واپسين نگه عاشقان ديرينه

که تا ز شاخه وحدت شکوفه سر نزند

سپيده بر در شام قبيله در نزند

همچنين وي اشعار زيبايي در وصف پيامبر و ميلاد وي نيز دارد که در ادامه بخشي از آنرا باهم مي‌خوانيم.

السلام

السلام اي حضرت خير البشر

السلام اي پادشاه بحر و بر

السلام اي مظهر نور خدا

السلام اي شافع روز جزا

السلام اي پيشواي خاص و عام

السلام اي پادشاهانت غلام

السلام اي مشعل دين مبين

السلام اي خاتم دين را نگين

السلام اي مونس دلهاي ما

السلام اي حل مشکلهاي ما

السلام اي از تو روشن دين ما

السلام اي ذکر تو آئين ما

السلام اي صاحب شرع شريف

السلام اي کفر شد از تو نحيف

السلام اي خاتم پيغمبران

السلام اي رهبر پير و جوان

السلام اي معدن جود و کرم

السلام اي امتت خير الامم

السلام اي طلعتت بدر منير

السلام اي سرور روشن ضمير

السلام اي صاحب معراج و تاج

السلام اي درد امت را علاج

السلام اي بهترين عالمي

السلام اي راه حق را رهبري

السلام اي سرور کون و مکان

السلام اي رهنماي مومنان

السلام اي وصف رويت والضحي

السلام اي نام پاکت مصطفي

السلام اي منبع فيض و کمال

السلام اي سرور نيکو خصال

السلام اي شاه بي مثل و بدل

السلام اي طاعتت خير العمل

السلام اي نکهت گل بوي تو

السلام اي چشم امت سوي تو

السلام اي عارضت شمس و قمر

السلام اي نخل گيتي را ثمر

السلام اي مظهر نور خدا

السلام اي افتخار انبيا

السلام اي رحمت پروردگار

السلام اي نور تو بهر هر ديار

السلام اي مصدر عز و شرف

السلام اي نور تو در هر طرف

السلام اي سيد عالي نسب

السلام اي سرور قوم عرب

السلام اي مفخر نوي بشر

السلام اي از تو عالم بهره ور

السلام اي از تو روشن 6 جهت

السلام اي فيض بخشا در گهت

السلام اي چاکرت روح الامين

السلام اي نور چشم مرسلين

السلام اي پادشاه دادگر

السلام اي در دو عالم معتبر

السلام اي سرور پاکيزه دين

السلام اي شافع روز پسين

السلام اي درد امت را دوا

السلام اي آنکه هستي رهنما

السلام اي گوهر بي غل و غش

السلام اي دل ز عشقت در تپش

السلام اي دلبر محبوب ما

السلام اي از جهان مطلوي ما

السلام اي درگهت دارالقرار

السلام اي امتنانت رستگار

السلام اي روضه ات دارالصفا

السلام اي معدن جود و سخا

السلام اي روز محشر دادخواه

السلام اي شاه ملک و دين پناه

السلام اي لطف و احسانت تمام

السلام اي از تو خلقي شاد کام

السلام اي غمگسار امتان

السلام اي شاه با اعزاز و شان

السلام اي سيد نيکو شميم

السلام اي صاحب فضل و کرم

السلام اي مفخر اعراب و عجم

السلام اي رافع هر درد و غم

السلام اي راه جنت را دليل

السلام اي راز دارت جبرئيل

السلام اي محرم اسرارها

السلام اي چاره ساز کارها

السلام اي شاه لولاک!السلام

السلام اي گوهر پاک! السلام

السلام اي شاه خوبان ! السلام

السلام اي ماه تابان! السلام

السلام اي شاه کونين! السلام

السلام اي قاب قوسين! السلام

السلام اي نور رحمت! السلام

السلام اي عطر سرمد! السلام

السلام اي آنکه هستي نور حق

مه شد از اعجاز انگشت تو شق

السلام اي شاه سرمد! السلام

السلام اي بر جنابت صد سلام



چار باغ خورشيد

آفاق از او کتاب آموخته است

شعر شکر و کتاب آموخته است

اصلاح شده است برگ گل از نفسش

گل از دو لبش، گلاب آموخته است

پيشاني او قبله نماي عالم

در محضر او قامت دنيا، هم خم

پشت سر او صف زده، تا شهر خدا

از«روح خدا» تا به جناب «آدم»

در خدمت او نامه رسان جبرائيل

از مصحف او فتنه شيطان، باطل

بر خاک درش فرشته‌ها در کرنش

اندر پي اوست انس و جن، گردن کل

در هفت کران، دبداش در جريان

از چار افق، کبکبه اش در سريان

در هفت زمين و 6 جهت، سيد خلق

از يک،دو، ده مأدبه اش، در فوران

در نبض زمان، پلک محمد جاري است

در کوک زمين، کلک محمد جاري است

در چينش سوره‌هاي ناز انجم،

نخواره‌اي از سلک محمد جاري است

دنيا همه يک طفل دبستاني او

گرم است همين يک بده بستاني او

از هفت بهشت نيز، سر شوخ‌تر است

در کشور جان‌ها، چمنستاني او

خورشيد بسان کودکي در بغلش

عالم همه گلجوش ز يک لا و بلش

شکر ريز است آذر و دي ماهش

چون ارديبهشت و عين برج حملش

دريا و سفينه، نوح و لنگر از اوست

محراب و مناره، مهر و منبر از اوست

او جام زمين است و زمان از اين که،

پشت سر او «سيزده کوثر» از اوست

حماسه ي توحيد

مرا دل شده آئينه مرام محمد (ص)

که ذوق ناله بود پر تو پيام محمد (ص)

شکفته غنچه خلقت به صبحگاه تجلي

فشانده نکهت هستي به احترام محمد (ص)

به ذوق صوفي دل، انشراح صدر سرايد:

سرود ميکده راز اصطلام محمد (ص)

فرشتگان مقام مقيم قدسي لاهوت

صفير حيرت عشقند در مقام محمد (ص)

دميده ذوق شکوفايي بهار نبوت

شميم تازه کني «اقرا» در مشام محمد (ص)

به گوش دل رسد از عرش عشق نفخه صلوات

اگر به فرش تعيين برند نام محمد (ص)

به بال نشئه اگر پر کشم به عرش شکفتن

دل فسرده بود جرعه نوش جام محمد (ص)

اگر سماع محبت دهد تلاوت قرآن

کلام حضرت مطلق بود کلام محمد (ص)

به طاق شرک مجسم شکست لات و هبل شد

نگر حماسه توحيد در قيام محمد (ص)

به عرصه که شفق پرورد حماسه ايمان

بود به دست تواناي دل حسام محمد (ص)

مقام سرخ شهيدان همين بس است به محشر

به سينه زخم مسلسل بود وسام محمد (ص)

ستيغ عزت آزاده سيرتان زمانه

بود به چشم خدا آشنا غلام محمد (ص)

 
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
وب سایت :
نظر :