Thursday, July 20, 2017 | پنجشنبه 29 سرطان 1396
آخرین اخبار
پربیننده ترین اخبار
تبلیغات
ورود به سیستم
  • عضویت
  • بازیابی گذرواژه
1394/09/09 تظاهرات‌ خياباني جديدترين چالش دولت وحدت ملي

شرح مطلب

 فارن‌افرز در گزارشي بزرگترين چالش پيش روي دولت وحدت ملي و حاميان بين‌المللي آن را آغاز مجدد تظاهرات خياباني برشمرد.

در روز 11 نوامبر سال 2015 ميلادي، هزاران نفر از زنان و مردان کشور به خيابان‌ها ريخته تا اعتراض خود را به کشته شدن 7 گروگان هزاره ولايت زابل نشان دهند.

فارن‌افرز نوشت: معترضان پلاکاردهاي تصوير شکريه قرباني 9 ساله را به عنوان سمبل خشونت‌هاي گروه داعش و جنگجويان در دست داشتند؛ اين در حالي است که اين اقدامات خشونت‌آميز داعش تظاهرات مردم در کشورهاي استراليا، آلمان، اندونزيا، پاکستان و ترکيه را به دنبال داشت.

غييري چشمگير در سياست‌هاي افغانستان

معترضان بي‌سابقه‌ترين تظاهرات را در طول تاريخ کشور به معرض نمايش گذاشتند و بر عليه دولت کنوني بسيج شدند که اين نشان از تغيير چشم‌گيري در سياست‌هاي کشور داشت.

در حالي که اوضاع اقتصادي کشور رو به وخامت است و گروه‌هاي مسلح در کشور به دنبال دستيابي به قدرت هستند، نظرسنجي اخير بنياد آسيا سقوط ارز و افزايش بيکاري در کشور را نشان مي‌دهد.

در اين گزارش آمده است: با اين وجود سال 2015 به عنوان مرگبارترين سال براي مردم افغانستان پس از سقوط طالبان ثبت شده است؛ جاي تعجب ندارد که شمار زيادي از مردم افغانستان از وضعيت موجود راضي نبود و حدود 150 هزار نفر از مردم اين کشور راهي کشورهاي اروپايي شده‌اند.

تظاهرات اخير مردم نتيجه سال‌ها خشونت است

در حال حاضر بزرگترين چالش پيش روي دولت وحدت ملي و حاميان بين‌المللي آن، آغاز مجدد تظاهرات خياباني است؛ تظاهرات اخير مردم  نتيجه سال‌ها خشونت است.

در اواخر دهه 1960،محصلان، متخصصان، کارگران، رهبران مذهبي و ديگر اعضاي جامعه افغانستان نارضايتي خود را به اوضاع جامعه نشان دادند؛ فعالان، با الهام از جنبش‌هاي اعتراض‌آميز در سراسر جهان، آغاز به تبليغ و گفت‌وگو از مسائلي کردند که طيف وسيعي از موضوعات سياسي راست و چپ را در بر مي‌گرفت.

اين گزارش مي‌افزايد: مردم افغانستان هرگز اين عادت خود را فراموش نکرده‌اند و هر زماني که امکانش وجود داشته، حتي در زمان اشغال شوروي و هرج‌ومرج‌هايي که به‌ دنبال آن اتفاق افتاد، اعتراضاتي را به راه انداختند.

نتظارات مردم از اشرف غني بالا رفته است

اما اعتراضات دوره‌ کنوني اندکي فرق دارد؛ فعالان، از رسانه‌هاي اجتماعي براي هماهنگي برگزاري اعتراضات به طور همزمان در سراسر کشور و جهان استفاده کردند. در تظاهرات‌هاي قبلي ممکن بود تنها صدها نفر شرکت کنند اما در مراسم تشييع‌ جنازه‌ 11 نوامبر، ده‌ها هزار نفر از دانش‌آموزان، هنرمندان جوان و روشنفکران حضور داشتند.

اشرف غني و دولت وي، اکنون با مردمي روبه‌رو هستند که پس از يک دهه‌ گفت‌وگو و طرح شعارهاي امنيت، آزادي، حقوق و حکومت قانون براي تمام افغان‌ها از سوي دولت، انتظاراتشان بالا رفته است.

فارن‌افرز نوشت: طي چند ماه گذشته شهروندان افغانستان در راهپيمايي‌هايي ضددولتي، فراتر از تمام خطوط جنسيتي، قومي، منطقه‌اي، فرقه و نسلي، گردهم آمده‌اند؛ به‌غير از رويدادهاي 11 نوامبر، هيچ‌ يک از اين گردهمايي‌ها تاکنون نتوانسته بود دولت را در مسئله‌ نظم عمومي به‌ چالش بکشند. با اين حال اين تظاهرات مردم منجر به اين شد که وضعيت موجود تکاني بخورد.

زنان و مردان افغانستان دولت پاسخگو مي‌خواهند

مهم‌تر از همه، اين تظاهرات منجر به شکستن باورهاي بسياري از نخبگان افغان و ناظران خارجي شد که معتقد به انحصار سياست بين گروههاي قومي و قبيله‌اي متخاصم بودند. اين اعتراضات نشان دادند که زنان و مردان افغانستان، بازيگران سياسي امروز و در جست‌وجوي شيوه‌هاي مدني براي مشارکت سياسي هستند و احساس مي‌کنند قدرت اين را دارند تا يک دولت پاسخگو داشته باشند.

مهم‌ترين نکته در رابطه با موج اعتراضات اخير اين است که مجموعه‌اي متنوع از بازيگران و ديدگاه‌هاي اجتماعي متفاوت را گردهم آورده است؛ تظاهرات 11 نوامبر، توسط فعالان هزاره‌اي سازمان‌دهي شد که دولت را به ناديده‌گرفتن امنيت جامعه‌ هزاره متهم مي‌کردند.

فارن‌افرز در ادامه اين گزارش به اختلافات بين تظاهرات 11 نوامبر و اعتراضات پيشين در افغانستان اشاره کرد و نوشت: شخصيت‌هاي سياسي شناخته‌شده‌ هزاره و فرماندهان سابق مجاهدين غايب‌هاي اين تظاهرات بودند.

حضور چشمگير زنان در تظاهرات 20 عقرب

زنان از سوي ديگر نقش قابل توجهي در تظاهرات اخير نشان دادند. آنها تابوت‌هاي زنان قرباني را بر دوش داشته و شعار سر مي‌دادند.

بنابر اين گزارش، فعالان هزاره در سراسر جهان، پس از سال 2001 و با دست‌آوردها و موفقيت‌هاي خود در زمينه‌ آموزش و اشتغال، جسارت پيدا کرده‌اند؛ با اين‌وجود، بسيار مهم است که به ياد داشته باشيم ديگر گروه‌هاي قومي نيز به تظاهرات 11 عقرب در واکنش به کشتار 7 هزاره در زابل پيوستند. در واقع بسياري از اين اعتراضات، به‌شدت ملي‌گرا و مافوق قومي بودند و تعدادي از شرکت‌کنندگان تاکيد داشتند که هدف آن‌ها دفاع از «انسانيت» است.

فارن افرز در ادامه گزارش خود به برخي تظاهرات اخير مردم افغانستان اشاره کرد و نوشت: در ماه اکتوبر، گروهي از جوانان که خود را «جنبش عليه بيکاري» مي‌ناميدند، با شعار «نه ازبک نه تاجيک نه هزاره نه پشتون … بلکه همه بيکاريم»، اعتراض خود را ابراز کردند.

گردهم‌آيي مشابه ديگري در هرات شکل گرفته بود که در آن، مردم براي انتقاد از اخراج پناهندگان افغان و اعمال تبعيض و نقض حقوق بشري آنها در مقابل يکي از دفاتر سازمان ملل جمع شدند.

امريکا؛ عامل اصلي تظاهرات اخير مردم افغانستان

ايالات متحده امريکا نيز هدف انتقادها قرار داشت؛ در طول دهه‌ گذشته يا بيش از آن معترضان در افغانستان در موارد متعددي کشور را به دليل کشتن غيرنظاميان مورد انتقاد قرار دادند؛ در سال‌ 2005 و پس از آن در سال 2011، شورش سراسري به‌ دليل هتک حرمت قرآن توسط امريکايي‌ها راه‌اندازي شد. اخيراً نيز برخي از تظاهرات‌کنندگان افغان ادعا مي‌کنند که اتحاد امريکا با طالبان، مقصر اصلي رفتارهاي خشونت‌آميز اخير عليه زنان است.

در کابل نيز مردم در اعتراض به سنگسار يک زن جوان با در دست داشتن تصوير ملاعمر که لباسي از بيرق امريکا و نمادي از پرچم پاکستان بر چهره‌اش داشت، تظاهراتي خياباني به راه انداختند.

فارن‌افرز نوشت: اما دولت در واکنش به اين تظاهرات تنها به اقدامي چون محکوم‌کردن، تحقير و وعده‌هاي پوچ براي محافظت از غيرنظاميان اکتفا کرد و آتش خشم مردم را شعله‌ور کرد.

مقامات دولتي شوکه شده‌اند

دولت اشرف غني با افزايش ناامني در کشور دست و پنجه نرم مي‌کند؛ بيشتر هزاره‌ها طي روزها اخير ربوده شده‌اند و درگيري و کشمکش با گروههاي مسلح مخالف اوضاع را به مراتب پيچيده‌تر کرده است.

در حال حاضر دو جناح طالبان در افغانستان ديده مي‌شوند: يک شاخه وفادار به ملا اختر منصور و گروه انشعابي که ملامحمد رسول را به عنوان رهبر جديد طالبان انتخاب کرده‌اند. همچنين تعداد نامشخصي ازجنگجويان  در افغانستان حضور دارند که تحت پرچم داعش مي‌جنگند. در ماه نوامبر تظاهرات خياباني که محصلان پرچم داعش، طالبان و حزب اسلامي را بالا بردند، مقامات دولتي را شوکه کرد.

فارن‌افرز نوشت: اين در حالي است که اعتراضات مردم نخبگان بي‌تفاوت جامعه را تکان داده و رهبران افغانستان را وادار کرده تا ديدگاه‌هاي سياسي و ملي‌گراي مردم افغانستان را جدي بگيرند.

سياستگذاران کشور که به‌ اشتباه مردم را جمعيتي مطيع و دنباله‌رو مي‌ديدند که توسط رهبران سنتي هدايت مي‌شوند، با چنين اعتراضات جمعي شوکه شده‌اند؛ اما حرکت‌هاي مردمي قابل پيش‌بيني نيستند و کنترول آن‌ها بدون شک چالش‌ برانگيزتر است.

 
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
وب سایت :
نظر :