Tuesday, October 17, 2017 | چهارشنبه 26 میزان 1396
آخرین اخبار
پربیننده ترین اخبار
تبلیغات
ورود به سیستم
  • عضویت
  • بازیابی گذرواژه
1396/02/26 جنرال رازق؛ کابوس سهمگين تروريستان

شرح مطلب

 جنرال عبدالرازق را تقريبا تمام افغانستان مي شناسند. يک مرد جوان که در کوتاه ترين زمان ممکن موفق شد درجات نظامي را طي کند و به رتبه جنرالي برسد. او در دوران رياست جمهوري کرزي فرمانده پوليس قندهار شد و تاکنون پس از چند سال در اين پست ايفاي وظيفه مي کند.
هيچ کس نمي داند که عبدالرازق خان که از قوم اچکزي قندهاري ها است؛ مورد حمايت چه شخص، کشور يا گروه قدرتمندي است. اما او يک مشخصه بارز دارد. به معناي واقعي دشمن طالبان و ساير گروههاي تروريستي در افغانستان است.
عبدالرازق را همه دوست دارند. او از خود تاکنون يک چهره قهرمان و کم بديل ساخته و کمتر در معرض اتهامات حزبي و سمتي و گروهي قرار گرفته است. چهره اي شاخص که خواب را از چشمان طالبان زدوده و توصيه اکيد او به سربازان زير امرش اين است: « تروريستان را زنده براي من نياوريد».
او جسارت اين را داشت که رسما اين موضع خود را در برابر کمره هاي تلويزيون بيان کرد و گفت:« طالبان و گروههاي تروريستي، مردم ما را مي کشند و ما نيز به آنها رحم نمي کنيم.
به سربازان خود دستور داده ايم که هر جا طالبان را ديديد بکشيد؛ چون من به دستگاههاي قضايي کشور اطمينان ندارم».
جنرال عبدالرازق در يک نشست خودماني با خبرنگاران در قندهار با لحني طنزآلود گفته بود که طالبان براي رفتن به جنت مي جنگند و ما هم به آنها کمک مي کنيم که زودتر به جنت بروند.
او هنوز در نزد مردم يک قهرمان است. قهرماني که تاکنون کمتر به زبان دري سخن گفته؛ اما دري زبانان کشور با دل و جان او را دوست دارند. چون او تاکنون چيزي که از خود نشان داده؛ مبارزه در برابر مزدوراني است که از آن سوي خط ديورند به کشور سرازير مي شوند.
اين جنرال جوان که قدرت مانور نظامي خود را نه در صحنه سياست که در ميدان جنگ در برابر دشمنان مردم نشان داده؛ جزو کمتر شخصيت هايي است که در بين آحاد مردم جا پيدا کرده. مردي که با هزار دسيسه و نيرنگ نيز درگير بوده و تقريبا تنها دوستان او مردم بدون صلاحيت افغانستان هستند.
از ارگ رياست جمهوري گرفته تا نهادهاي وابسته به کشورهاي خارجي که مدعي حقوق بشر هستند و ساير گروههاي ذيربط در قضيه، هر کدام به نوبه خود تلاش مي کنند زمينه را براي هر چه محدود کردن فعاليت عبدالرازق فراهم کنند.
نهادهاي حقوق بشر بين المللي او را متهم به داشتن زندان هاي شخصي مي کنند که در آن انواع شکنجه انجام مي گيرد. برخي چهره هاي ارگ همواره تلاش کرده اند که او را از فرماندهي پوليس قندهار برکنار کنند و جاي نام بردن نيست؛ اما کشورهايي هم هستند که با اين چهره شاخص سر جنگ دارند.
جا دارد ياد جنرال دلاور زاهد که در کارنامه خود فرماندهي پوليس غزني و ننگرهار و بسياري خدمات ديگر داشت را گرامي بداريم. او سال گذشته که جريان بم گذاري طالبان در زماني که مسووليت فرماندهي پوليس ننگرهار را داشت شهيد شد. شايد هيچ کس به اندازه اهالي غزني از کارهايي که او براي امنيت شهر انجام داد و برخورد جدي او با دهشت افگنان، به خوبي آگاه نباشد. اما با تاسف او و بسياري از چهره هايي که در اقصانقاط کشور به شکلي مشکوک به شهادت رسيدند؛ دولت حاضر نشد دوسيه آنها را به جريان بياندازد. کساني که فارغ از جهت گيري هاي سياسي بر موضع خود يعني دشمني با دشمنان افغانستان جانشان را گذاشتند.
جنرال رازق هم يک اسطوره است. اينکه در آينده او چه چيزي از خود نشان خواهد داد و با شخصيتي که تاکنون از خود نشان داده چه معامله اي خواهد کرد؛ قضاوت آن به زمان حال تعلق ندارد؛ اما اکنون او يک قهرمان است. قهرمان نه به اين دليل که او طالبان که عمدتا از قوم پشتون هستند را مي کشد؛ به اين دليل که فارغ از قوميت، او دشمنان افغانستان را به دست خود نابود مي کند و در معادلات سياسي کشورهاي حامي تروريزم و همپالگي هايشان در چوکات دولت سهم نمي گيرد.
اينکه رازق از کدام تبار و ايل است را مردم افغانستان به آن توجه نمي کنند. مردم نشان داده اند که به رغم تمام گرايشات قومي و ضعف هايي از اين دست که در جامعه وجود دارد؛ آنها قهرمانان واقعي خود را از چهارچوب هاي زشت و زننده تباري جدا کرده و به آن ها و برنامه هايشان اميدوار مي شوند.
جنرال رازق زير فشارهاي سنگين سياسي تاکنون دوام آورده و شايد هيچ شخصيت سياسي و نظامي کشور اين همه دسيسه پشت سرش قرار نداشته است. او تجربه هاي تلخي از هجوم گروهي طالبان بر خود و خانواده اش داشته و از گزند حوادث بسياري مصون مانده است.
اما حمايت از چنين چهره هاي شاخصي در کشور، به يک اجماع ملي با شرکت تمام توده هاي افغانستان نياز دارد. چه پشتون ها، چه دري زبانان و چه ترک تباران شمال، همه اگر در يک صف واحد براي دفاع از ارزشهايي که امثال جنرال رازق در صف اول آن قرار دارند بياستند؛ يقينا مي شود به آينده اي اميدوار بود که با جديت و درايت اين اسطوره ها قابل تعيين خواهد بود.

الياس کاتب – خبرگزاري جمهور

 
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
وب سایت :
نظر :