Saturday, November 25, 2017 | شنبه 04 قوس 1396
آخرین اخبار
پربیننده ترین اخبار
تبلیغات
ورود به سیستم
  • عضویت
  • بازیابی گذرواژه
1396/06/08 واشنگتن پست: براي موفق بودن راهبر جديد، حضور دايمي در افغانستان ضروري است

مشروح خبر

ستيفن. جي هدلي، مشاور امنيت ملي جورج بوش، در يادداشتي براي واشنگتن‌پست نوشت: امريکا و متحدين ناتوي براي موفق بودن راهبر جديد حضور دايمي در افغانستان و حمايت از نيروهاي امنيتي اين کشور ضروري است.

مشاور امنيت ملي جورج بوش، در يادداشت خود براي واشنگتن‌پست نوشت: « 16 سال پس از قرباني‌هاي امريکا در جنگ افغانستان، ترامپ حق دارد بپرسد که چرا هنوز در اين کشور حضور داريم و براي پيروزي چه بايد بکنيم.

امريکا منافع ملي حياتي در افغانستان دارد. پس از حادثه 11 سپتمبر، مهم‌ترين هدف ما جلوگيري از وقوع يک حمله ديگر به خاک امريکا بوده است. امريکا براي به دست آوردن اين هدف بهاي جاني و مالي بسيار زيادي در افغانستان به مصرف رساند و بخش بزرگي از اين هدف را به دست آورد. اما براي حفظ اين دست‌آورد، حضور دايمي نيروها و سهم فعال متحدين ناتوي ما در کنار دولت و نيروهاي امنيتي افغانستان ضروري است.

حال اگر دولت ترامپ تصميم بگيرد که از اين کشور به طور کامل خارج شود و متحدان ناتوي ما هم به خانه برگردند، حکومت افغانستان احتمالاً سقوط خواهد کرد. سقوط دولت افغانستان به مفهوم غلبه دگرباره تروريست به سرنوشت اين کشور است و تمام دست‌آوردهايي را که دولت ترامپ در اين اواخر در برابر گروه دولت اسلامي در سوريه و عراق به دست آورده بر باد داده و افغانستان را بار ديگر به پناه‌گاه امن شورشيان از جمله گروه داعش تبديل مي‌کند که از آن، امريکا مورد حمله قرار خواهد گرفت.

به جاي آن، دولت ترامپ مي‌تواند ضربه‌ محکم ديگري را بر پيکر تروريزم وارد کند. داعش و القاعده در حال گسترش حضور خود در اين کشور است، ولي عملاً هيچ يک از گروه‌هاي تروريستي افغان از جمله طالبان، از اين گروه‌ها حمايت نمي‌کنند. همين که اين گروه‌ها از سوريه و عراق بيرون رانده شوند، در افغانستان سرکوب خواهند شد. افزايش پيروزي‌هاي نظامي در عراق و سوريه باعث تقويت پيروزي در افغانستان مي‌شود. اما اين مسأله نيازمند ادامه‌ عمليات‌هاي ضدتروريزم نيروهاي امريکايي در افغانستان و حمايت از نيروهاي امنيتي اين کشور است.

چالش بعدي هم تداوم اين پيروزي و کمک به مردم افغانستان براي ايجاد ثبات در کشورشان است، به نحوي که گروه‌هاي تروريستي مثل داعش و القاعده دوباره بر اين کشور چيره نشوند. اين مسأله با يک راهبرد سياسي/ ديپلوماتيک که راه حل سياسي جامع بين تمام جناح‌هاي سياسي افغان را جست‌وجو کند، قابل حل است، راه حلي که بتواند يک دولت مشروع و مورد حمايت مردم را تشکيل دهد، دولتي که تمام اختلاف‌ها را به صورت بنيادي حل کند.

افغانستان شاهد پيشرفت‌هايي بوده‌ است. رييس‌جمهور غني هم به اصلاحات تعهد دارد. نيروهاي امنيتي و دفاعي اين کشور با پرداخت بهاي سنگيني شجاعانه در برابر تروريستان مي‌جنگند. در کنار اين‌ها، اما دولت افغانستان بايد پايه‌هاي حمايت مردمي‌اش را تقويت و با فساد مبارزه کند و با برگزاري انتخابات رياست‌جمهوري قابل قبول در سال 2019، مشروعيت خود را افزايش دهد. ادامه‌ي حمايت امريکا هم، مشروط به پيش‌رفت در اين عرصه‌ها بايد باشد.

اما پرسش اصلي اين است که با طالبان چه بايد کرد؟ پاسخ اين است: علاقه‌ آن‌ها به صلح آزمايش شود.

تنها راه باقي مانده براي طالبان پيوستن به مذاکرات صلح با دولت افغانستان است.

براي ارائه‌ اطمينان خاطر به دولت افغانستان، نظاميان و مردم اين کشور از آغاز چنين روندي، دولت ترامپ بايد به تصميم فرماندهان نظامي مبني بر افزايش نسبي نيروها وقع بگذارد. اين‌جاست که دولت افغانستان مي‌تواند از موضع برتر با طالبان وارد معامله شود و به اين گروه بفهماند که اگر به راه حل سياسي تن در ندهد، بهاي سنگيني خواهد پرداخت.

اگر طالبان به راه حل سياسي تمايل نشان ندادند، امريکا مي‌تواند با حمايت دوام‌دار از حکومت و ارائه‌ خدمات بيشتر آموزش، مشورت و کمک به نيروهاي امنيتي – مشروط به اصلاحات- از منافع خود محافظت و از بازگشت گروه داعش و القاعده در اين کشور جلوگيري کند.

براي جلوگيري از وقوع يک حمله ديگر به خاک امريکا، حتي افزايش نيروهاي امريکايي و پرداخت مصارف مرتبط به آن، يک موضوع قابل قبول است. پس از آن دولت و مردم افغانستان بايد از اشتياق طالبان براي ادامه‌ي جنگ بکاهند، آن‌گونه که دولت کلمبيا با نيروهاي مسلح انقلابي اين کشور انجام داد.

راهبرد جديد، نيازمند رهبري امريکا در دو جبهه جديد است: نخست، در اين راهبرد به يک رويکرد جديد در مقابل پاکستان نياز دارد تا به نحوي به نگراني‌هاي راهبردي اين کشور بپردازد. اين پرداختن، به مفهوم حمايت مستقيم از اين کشور در مبارزه با تهديدهاي شورش‌گري داخلي و تهديدهاي تروريستي است که از قلمرو افغانستان متوجه‌اش مي‌شود و هم‌چنان به مفهوم آغاز مجدد گفت‌وگوهاي سازنده بين پاکستان و هند بر سر نگراني‌هاي دو طرف و هم‌زمان ترغيب همکاري اقتصادي منطقه‌اي است. هم‌زمان پاکستان هم بايد پيش‌رفت‌هايي را در زمينه‌ي قطع رابطه‌اش با گروه‌هاي تروريستي در برابر هند و افغانستان، به خصوص شبکه حقاني، نشان دهد.

دوم، تلاش‌هاي ديپلوماتيک امريکا بايد روي ايجاد اجماع منطقه‌اي که براي آوردن ثبات و امنيت افغانستان نسبتاً مهم است، متمرکز شود. امريکا براي پايان جنگ در افغانستان، بايد ميکانيزم‌هاي منطقه‌اي چون گروه هم‌آهنگي چهارجانبه بين امريکا، چين، پاکستان و افغانستان را حمايت کند. گروه‌هاي گسترده‌تري از کشورهاي همسايه و بازيگران منطقه نيز بايد در اين روند دخيل ساخته شوند.

براي روسيه و ايران هم بايد نقش مثبتي ارائه شود. راهبرد تازه دولت ترامپ با اين خطوط مي‌تواند پيروزي مشخصي را در مبارزه با داعش و القاعده به دست آورد، در کنار آن، به يک راه حل سياسي که متضمن ثبات و پيروزي افغانستان است، نيز ممد تمام شود. اين پيروزي، مي‌تواند بخشي از راهبرد وسيع‌تري باشد که منطقه براي رهايي از چرخه‌ خشونت‌هاي تروريستي به شدت به آن نيازمند است.»

 
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
وب سایت :
نظر :