Wednesday, September 20, 2017 |
آخرین اخبار
پربیننده ترین اخبار
تبلیغات
ورود به سیستم
  • عضویت
  • بازیابی گذرواژه
1396/06/09 از سخنان حکمتيار، بوي خون مي آيد

شرح مطلب

 گلبدين حکمتيار؛ رهبر حزب اسلامي که 4 ماه پيش، بعد از حدود 21 سال به کابل بازگشت، از ايران خواسته است که از "دخالت در امور افغانستان" دست بردارد و به حاکميت ملي اين کشور احترام بگذارد.
آقاي حکمتيار همچنين گفته است که از اظهارات رئيس جمهوري ايران در مورد آب‌هاي افغانستان و سخنان مقام‌هاي نظامي ايران در مورد وضعيت نظامي افغانستان "بوي خون" مي‌آيد.

آقاي حکمتيار که ميان سال‌هاي 1998 تا 2001 در ايران به سر برده بود، مدعي شده که او در آنجا «زنداني سياسي» بوده و برخلاف ميل اش مجبور به اقامت در ايران شده بود!
گلبدين حکمتيار همچنين مي‌گويد که در شمال افغانستان عليه پشتون‌ها "تصفيه قومي" جريان دارد و جنگ در آنجا شکل قومي به خود گرفته است.
او مدعي شده که در نتيجه جنگ‌ها در ولايت‌هاي بغلان، بلخ، قندوز، تخار و ديگر ولايات شمالي، "40 هزار خانواده پشتون و گجر از مناطق‌شان مجبور به فرار شده‌اند".
او قدرت‌هاي خارجي را به ايجاد جدايي ميان شمال و جنوب افغانستان متهم مي‌کند.
گلبدين با ديده درآيي تمامي جنايت هايي که برضد مردم و مخصوصا برضد مردم کابل مرتکب شده و تاهنوز مانند روز روشن به ياد مردم مانده است، انکار مي کند و مي گويد که به کابل راکت نزده و کسي را نکشته است!!
اين نخستين بار نيست که رهبر حزب اسلامي، پس از بازگشت به کابل و پناهنده شدن به دولت و مردم، در خصوص مسايل داخلي و خارجي افغانستان، موضعگيري هاي بحث برانگيز و بحران آفرين مي کند.
مواضع رهبر حزب اسلامي در موارد بي شماري، حتي خارج از دايره صلاحيت ها و مسؤوليت هاي يک فعال سياسي است.

آقاي حکمتيار به گونه اي موضعگيري مي کند که گويي سرنوشت امروز و آينده افغانستان به دست اوست و تمامي تصميم ها در همه زمينه ها از سياست خارجي تا امنيت و تا مشارکت اقوام و جريان هاي سياسي در قدرت و تعيين حق و سهم آنها، همگي از جانب رهبر حزب اسلامي اتخاذ مي شود.

به عنوان نمونه، موضعگيري هاي مسموم و سرشار از نفرت و نفاق رهبر حزب اسلامي در برابر جمهوري اسلامي ايران و روابط آن با دولت مرکزي افغانستان، اصولا در حوزه صلاحيت آقاي حکمتيار نيست؛ زيرا او نه رييس جمهور است، نه وزير امور خارجه و نه حتي يک کارمند عادي و دون پايه دولت. او در نهايت، رهبر يک جريان سياسي است که در چارچوب توافق صلحي که مبتني بر قانون اساسي است، به نظام و مردم، پناه آورده و در سايه لطفي که به او شده است، در برابر تمامي اتهام هاي سنگين و ضد بشري که نسبت به سوابق مبارزات نظامي و سياسي اش وجود دارد، از مصونيت قضايي برخوردار گشته است.

از جانب ديگر، آقاي حکمتيار اگر نمي داند بايد بداند که موضوع آب ميان افغانستان و ايران، يک مسأله ديرپاي حقوقي است که پس از اظهارات چندي پيش رييس جمهوري ايران، يک کميته مشترک، براي حل و فصل آن و تعريف يک رژيم حقوقي عادلانه، عملي، قانونمند و قابل اجرا در اين خصوص، تشکيل شده و در اين راستا تلاش مي کند. پس هرگونه موضع گيري مسموم و مبتني بر تنش و تفرقه که به تعبير خود آقاي حکمتيار از آن «بوي خون»‌ بيايد، حرکتي بر ضد منافع ملي افغانستان به حساب مي آيد و محکوم است.

ادعاي آقاي حکمتيار در خصوص اينکه او سه سال در ايران «زنداني سياسي» بوده نيز به نظر بسيار مضحک و بي بنياد مي آيد و اين اظهارات، به احتمال قوي، در پاسخ به مواضع اخير عطامحمد نور؛ والي بلخ مطرح شده که گفته بود، حکمتيار سال ها از پول و امکانات مالي و زندگي مرفه در ايران، برخوردار بود؛ اما اکنون به منظور جلب حمايت سازمان هاي اطلاعاتي غربي، بر ضد ايران، سخن مي گويد.

به نظر نمي رسد يک زنداني سياسي در لوکس ترين منطقه پايتخت يک کشور، از عالي ترين امکانات رفاهي برخوردار باشد و همزمان حزب تحت رهبري آن، در چندين شهر آن کشور، دفتر نمايندگي داشته باشد و خودش نيز در راديوي دولتي آن، درس تفسير قرآن بدهد!

موضعگيري هاي تنش آميز رهبر حزب اسلامي درباره وضعيت امنيتي شمال – جنوب و ادعاي خطرناک او مبني بر جريان داشتن «تصفيه قومي» عليه پشتون ها در شمال، نشانگر آن است که رهبر حزب اسلامي، در پوشش زندگي جديد در سايه صلح و قانون اساسي، همان مأموريت گذشته اش را دنبال مي کند که مبناي محوري آن، ايجاد نفاق و نفرت ميان اقوام و مذاهب کشور و هدايت افغانستان به سمت جنگ هاي درازدامن داخلي و بحران هاي مهيب سياسي و امنيتي بود.

افزون بر اين، ادعاي رهبر حزب اسلامي در خصوص شرايط جنگ جاري در شمال، آشکارا در راستاي حمايت از طالبان و داعش مي باشد؛ زيرا اکثريت اعضاي اين دو جريان تروريستي، به يک طيف قومي، تعلق دارند و اگر ادعاي حکمتيار در مورد قومي بودن جنگ شمال، درست باشد، پس حتما طالبان و داعش نيز به نمايندگي از پشتون ها در شمال مي جنگند و از اين منظر، کشتار مهيب ميرزاولنگ نيز مشروع بوده است! در حالي که از ديد اکثريت مردم افغانستان به شمول پشتون ها، تروريزم در هر لباس و پوششي، محکوم است و پشتون ها بيشتر از ساير اقوام، در اين سال ها قرباني تروريزم مورد حمايت رهبر حزب اسلامي بوده اند.

عبدالمتين فرهمند- خبرگزاري جمهور

 
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
وب سایت :
نظر :