Tuesday, November 21, 2017 | چهارشنبه 01 قوس 1396
آخرین اخبار
پربیننده ترین اخبار
تبلیغات
ورود به سیستم
  • عضویت
  • بازیابی گذرواژه
1396/08/22 چرا غني از نور مي‌ترسد؟

شرح مطلب

 بدون شک در سه سال گذشته آقاي غني و تيمش در تطبيق و پيشبرد برنامه‌شان در راستاي به حاشيه راندن و بدنام کردن رهبران سياسي موفق بوده اند. اما برنامه آنان در بدنام کردن و به حاشيه راندن يک شخص به شدت ناکام بوده است. ارگ تمام تلاش خود را در سه سال گذشته کرده تا استاد عطامحمد نور والي بلخ را به حاشيه براند و از قدرت کنار بزند اما تاحال همواره ناکام بوده است.

با تشکيل حکومت وحدت ملي، محمداشرف غني و تيم ويژه‌اي که او ايجاد کرده بارها و بارها تلاش کرده‌اند که جريان‌ها، احزاب و چهره‌هاي سياسي که داراي جايگاه اجتماعي و حمايت مردمي اند را به حاشيه برانند. برنامه آقاي غني و تيمش در سه سال گذشته اين بوده که رهبران اين جريان‌ها را با دسيسه‌ و دوسيه سازي بدنام بسازند.

داکترعبدالله قرباني اول برنامه آقاي غني بود. عبدالله براساس توافقنامه تشکيل حکومت وحدت ملي 50 فيصد قدرت در حکومت را اختيار داشت، وي در ابتدا به دنبال تحقق آرمان‌هاي ميليون‌ها شهروندي بود که به او راي داده بودند اما اين مساله براي آقاي غني قابل قبول نبود.

دو سال حکومت وحدت ملي بر سر اختلاف‌ها روي موضوعاتي چون استخدام‌هاي دولتي، تقسيم قدرت، اصلاح نظام انتخاباتي، برگزاري لويه جرگه تغيير قانون اساسي و توزيع تذکره هاي الکترونيکي گذشت. غني در اين دو سال بيشترين تلاش خود را کرد تا فاصله بين عبدالله و طرفداران پرنفوذ و قدرتمند او ايجاد کند.

عبدالله که فکر مي‌کرد توافق تقسيم 50- 50 فيصد قدرت پابرجاي مي‌ماند، کم‌تر به مسئله فاصله گرفتن از طرفداران پرنفوذ خود توجه کرد. تا جايي که او فهميد ديگر نقش سمبوليک در حکومت وحدت ملي دارد و نقش نمايشي بودن را نتوانست پنهان نگه دارد. او سال گذشته در مراسم تجليل از روز جوانان به صراحت اعتراف کرد که نقش او در حکومت تشريفاتي است.

عبدالله با انتقاد از شيوه حکومتداري غني گفت: «کسي که حوصله بحث را ندارد، لياقت رياست ندارد، کسي که حوصله شنيدن ندارد.»

او تاکيد کرد: « حکومت وحدت ملي نتيجه بزرگواري يک شخص به شخص ديگر و خيرات يک نفر به نفر ديگر يا گروهي به گروه ديگر نيست. نتيجه قرباني بود که ما داديم. اين قرباني براي به دست آوردن پستي نبود بلکه به خاطر نجات افغانستان بود.»

غني وقتي درک کرد که عبدالله ديگر پشتيباني ميليوني مردمي را با خود ندارد و طرفداران پر قدرت خود را از دست داده، برنامه اي براي رهبران هزاره ريخت. جنبش تبسم و جنبش روشنايي زمينه را فراهم کرد که آقاي غني رهبران هزاره (خليلي و محقق) را در برابر مردم‌ قرار دهد و موفق به اين کار هم شد. تا جايي که به نظر مي‌رسيد پايگاه مردمي اين رهبران در ميان قوم هزاره به شدت ضربه خورده است.

از سوي ديگر نقشي که غني براي جنرال دوستم در مبارزات انتخاباتي پيش خودش تعريف کرده بود با تشکيل حکومت وحدت ملي تمام شده بود. آقاي غني به دوستم به عنوان بانک رأي مي‌ديد نه معاون اول رياست جمهوري؛ پرونده سازي آقاي غني عليه ژنرال دوستم به جايي رسيد که حال از ژنرال دوستم به عنوان رهبر تبعيدي ياد مي‌شود.

بدون شک در سه سال گذشته آقاي غني و تيمش در تطبيق و پيشبرد برنامه‌شان در راستاي به حاشيه راندن و بدنام کردن رهبران سياسي موفق بوده اند. اما برنامه آنان در بدنام کردن و به حاشيه راندن يک شخص به شدت ناکام بوده است. ارگ تمام تلاش خود را در سه سال گذشته کرده تا استاد عطامحمد نور والي بلخ را به حاشيه براند و از قدرت کنار بزند اما تاحال همواره ناکام بوده است.

آقاي غني و حلقه وابسته به او هرچه تلاش کرده اند تا به پايگاه و جايگاه اجتماعي و مردمي استاد عطا ضربه بزنند نتيجه برعکس گرفته اند. ميليون‌ها شهروندي که روزي براي تحقق آرمان‌هاي شان به عبدالله اعتماد کرده بودند حال بر اين باور رسيده اند که هيچ شخصي جز استاد عطا قادر به تحقق آرمان‌هاي آنان نخواهد بود.
آقاي غني و تيمش هزينه زيادي کرده اند تا والي بلخ را از قدرت کنار بزنند اما چرا برنامه‌هاي آنان تاهنوز شکست خورده است؟

اول، بدون شک استاد عطا از زمان تشکيل حکومت وحدت ملي بر يک موضع استوار و محکم ايستاد شده و هيچ عقب نشيني از موضع خود نداشته است برعکس، شماري از رهبران که با کوچکترين امتياز از سوي ارگ از خواسته‌هاي شان صرفنظر کردند.

دوم، تمامي مطالبات و خواسته‌هاي استاد عطا گره خورده به آرمان‌هاي ميليون ها شهروند؛ استاد عطا امروز يک فرد نه بلکه يک ملت است.

سوم، کارنامه درخشان استاد عطا و کارکردها و خدماتي که او انجام داده، به والي بلخ اعتباري مردمي داده که تمامي دسيسه‌ها عليه او را خنثي مي‌کند.

چهارم، مردمي بودن استاد عطا؛ با آن که استاد عطا سالهاست که در قدرت است؛ هيچ وقت قدرت او را از مردم و هوادارانش جدا نتوانسته . و برعکس، برخي رهبراني که به قدرت رسيده اند مردم‌ و آرمان‌هاي آنان را به فراموشي سپرده اند.

اما سئوال اينجاست که چرا آقاي غني و تيم او به جاي اين که برنامه‌اي براي بيرون رفت از بحران‌هاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي در کشور داشته باشند، تمام برنامه‌هاي شان را متمرکز به بدنام کردن رهبران مردمي ساخته اند.

در انتخابات گذشته به خوبي روشن شد که آقاي غني و تيمي که هم اکنون در کنار او ايستاده شده اند و شمار آنان به چهار الي پنج نفر نمي‌رسد، جايگاه اجتماعي و ريشه مردمي نداشته و آنان تنها دل به حمايت خارجي‌ها بسته اند. آقاي غني و تيم او بر اين باورند که در انتخابات آينده احتمال آن که حاميان غربي‌شان نتوانند دخالت آشکاري در انتخابات داشته باشند تا بار ديگر آنان را به قدرت برسانند وجود دارد از اين رو تلاش دارند تا با انحصار قدرت در ارگ و به حاشيه راندن رهبران مردمي؛ رقباي احتمالي و پرنفوذشان در مبارزات انتخاتي را از همين حال زمينگير کنند. در اين ميان آنان استاد عطا را بزرگترين رقيب خود مي بينند.

مهدي هاشمي- خبرگزاري جمهور

 
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
وب سایت :
نظر :