سايت خبری تحليلی پيام روز

امروز : جمعه
۲۱. اسفند ۱۳۸۸
26. ربيع‌الاول 1431
12. مارس 2010
صفحه اصلی مقالات

مقالات

واشنگتن پست:مقامات عالیرتبه دولت کرزی خانه های به ارزش ملیونها دالر دردوبی خریداری نموده اند

نامه الکترونیک چاپ PDF

حامد کرزی، رئیس جمهور چند ماه قبل در مراسم تحلیفش گفت که مقامات عالی رتبه دولت بخصوص وزیران، معینان و والیان، مکلف هستند که داراییهای منقول و غیرمنقولشان را ثبت کنند. ما برای معلوم کردن دارایی های مقامات عالی رتبه حکومت افغانستان، با مشورت شورای ملی، قانونی را ایجاد می کنیم.

روزنامه واشنگتن پست نوشته است که محمود کرزی، برادر رئیس جمهورکرزی و احمد ضیاء مسعود، معاون اول سابق وی، خانه هایی به ارزش میلیونها دالر در دوبی دارند اما این خانه ها به نام خودشان نیست.

اندریو هیگنز، نویسنده این مطلب واشنگتن پست می نویسد که خانه های هردوی اینها به نام شیرخان فرنود، موسس و رئیس کابل بانک، بزرگترین بانک شخصی افغانستان، ثبت شده است.

شیرخان فرنود که بندرت در محضر عام دیده میشود، قرضه های چندین میلیون دالری را در اختیار اعضای خانواده رئیس جمهور کرزی، حکومت و هوادارانش گذاشته تا آنها بتوانند در دوبی خانه های مجللی را خریداری کنند.

از وی پرسیده شد که چرا خانه های مجلل در دبی به نام وی ثبت میشود و او جواب داد که این افراد نمیخواهند نامشان افشا شود بهمین دلیل خانه های آنها به نام من ثبت شده است!

براساس گزارش محمود کرزی که در شهر بالتیمور در ایالات متحده امریکا، یک رستوران افغانی دارد، در ابتدا گفته است که او خانه مجللی را که ارزش آن پنج میلیون و پنجصد هزار دالر است، در منطقه پام جمیره به کرایه گرفته بود. پام جمیره منطقه بسیار مجللی است که بر روی آب بحر با استفاده از تکنالوژی پیشرفته مهندسی، بنا شده است.

اما محمود کرزی بعدا به روزنامه گفته است که او با کابل بانک یک قرارداد رهنی غیر رسمی دارد و ماهانه هفت هزار دالر بطور سود می پردازد و همچنین روزنامه می گوید خانه وی در شهر دبی به نام شیرخان فرنود ثبت شده است.

اما محمود کرزی این موضوع را رد کرده و گفت واشنگتن پست از او به طور نادرست نقل قول کرده است.

محمود کرزی می گوید این درست نیست، سند رسمی ملکیت، به نام شیرخان فرنود ثبت است و خانه از من نیست.

براساس گزارش تحقیقی، خانه خانواده احمد ضیا مسعود، در منطقه پام جمیزه دبی هم به نام شیرخان فرنود، موسس کابل بانک، ثبت شده است. در این گزارش آمده است که این خانه در سال 2007 به ارزش دو میلیون و سیصد هزار دالر خریداری شده بود.

نام حسین فهیم، برادر مارشال قسیم فهیم، معاون اول رئیس جمهور افغانستان، هم در این گزارش دیده می شود. واشنگتن پست از او نقل می کند که گفته است دو شرکتش از کابل بانک، هفتاد میلیون دالر قرضه گرفته است.

سوال اینجاست که دادن این قرضه ها توسط یک بانک خصوصی به مقامات فعلی و قبلی و اعضای خانواده هایشان بطوری که در گزارش انعکاس یافته، تا چه حدی میتواند، مایه نگرانی باشد؟

حسین فهیم مانند دیگر افرادی که واشنگتن پست با آنها مصاحبه کرده است به روزنامه گفته است که گرفتن قرضه های داخلی، اجتناب ناپذیر و حتی در افغانستان مطلوب است. به گفته وی، افغانستان، امریکا نیست و از صفر شروع می کند.

محمود کرزی می گوید من مامور دولت نه بوده ام و نه هستم و حسین فهیم، نه مامور دولت است و نه بوده است. احمد ضیا مسعود، معاون اول ریاست دولت بود، آنها باید خودشان جواب شان را بدهند. اما تا جاییکه من خبر دارم، خانه ای که آن جا است، به نام اینها نیست. به نام بانک یا به نام شیرخان است.

اما قبلا، زمانیکه روزنامه واشنگتن پست به فرنود در مورد دریافتهایش گفته بود وی جواب داده بود که افغانستان نباید براساس معیارهای خارجی مورد قضاوت قرار گیرد. آن چه که من می کنم، نادرست است، درواقع نباید چنین انجام دهم اما اینجا افغانستان است این چنین اظهارا، آمریکا نیست.

این موضوع، اسباب نگرانی روزنامهء کلیدی غربی مثل واشنگتن پست را فراهم ساخته است زیرا کشورهای غربی میلیاردها دالر پول را در افغانستان به مصرف می رسانند به امید آنکه عملکردهای حکومت افغانستان و افراد نزدیک به آن را شفاف تر بسازند.

عبدالقدیر فترت، رئیس بانک مرکزی افغانستان میگوید که بانک مرکزی بر حسابات کابل بانک و دیگر بانک های خصوصی افغانستان بطور منظم نظارت می کند، کارمندان بانک مرکزی، آنچه را که او شایعه معاملات ملکیت در دبی خوانده، قویا مورد تحقیق قرار داده اند.

اما به گفته فترت، متاسفانه، تاکنون آنان در این مورد چیزی را دریافت نکرده اند. فترت همچنان گفته است تحقیق از سیستم قرضه دهی در افغانستان کار بسیار مشکل است زیرا فهمیده نمی شود که چه کسی، چه چیزهایی دارد؟

اما رمضان بشر دوست، عضو پارلمان افغانستان عملکرد بانک مرکزی را مورد انتقاد قرار میدهد.

رمضان بشر دوست می گوید خود رئیس بانک مرکزی اگر غیر از اینها میبود، یعنی اگر از منافع فهیم و برادرش، از منافع کرزی و برادرش، منافع خلیلی و برادرش، قانونی و امثال اینها دفاع نمی کرد، وی به هیچ صورت رئیس بانک نمیشد.

بشردوست هم چنان، سیستم قضایی افغانستان را مورد انتقاد قرار داده می گوید که قوانین همه روی کاغذ باقی می مانند و به شکل درست آن عملی نمی شوند.

از این همه، چنین بر می آید که به آخر رسانیدن تحقیقی که از سوی روزنامه واشنگتن پست آغاز شده، شاید حداقل برای فعلا ناممکن باشد.

با وصف این که گیریم به گفته رئیس بانک مرکزی، واشنگتن پست شایعه ای را در مورد معاملات ملکیتها انعکاس داده است یا در حقیقت دلایل موجهی را در مورد نگران بودن از کاپیتالیزم استوار بر پایه روابط برملا ساخته، این تحقیق یک موضوع را کاملا روشن کرده است.

بررسی روزنامه واشنگتن پست از اسناد ملکیت در دبی و مصاحبه هایی که با کارمندان کابل بانک انجام داده، نشان میدهد، شیرخان فرنود و شرکایش حداقل، 150 میلیون دالر را در خریداری ملکیت در دبی سرمایه گذاری کرده اند.

 

شبکه اطلاع رسانی

آخرین به روز رسانی ( جمعه ۱۴ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۴۵ )
 

هشت صبح : چرا پاکستان در تحویل دهی جانیان تعلل میورزد

نامه الکترونیک چاپ PDF

رحمان ملک، وزیر داخله پاکستان گفته است که کشورش ملا عبدالغنی، برادر معاون رهبر طالبان و دو قوماندان مهم طالبان که اخیرا در پاکستان دستگیر شده اند را به امریکا تسلیم نمی دهد. وی همچنان گفته است که اگر این مساله روشن شود که این افراد جنایتی را در پاکستان مرتکب نشده اند آن ها در پاکستان باقی نخواهند ماند، یعنی به کشور اصلی شان تحویل داده خواهند شد. آیا به همین سادگی می توان پذیرفت که مقام های استخباراتی پاکستان در مورد این که ملابرادر یا دیگران، طی مدتی که در پاکستان بوده اند چه کرده اند یا نکرده اند، بی خبر هستند؟ از بازداشت و طبعا بازپرس ملا برادر در پاکستان دو هفته می گذرد. آیا همین مدت کافی نیست که رد پای شخص مذکور و روابط او را در پاکستان و حوادثی که در آن دیار رخ داده است، مورد شناسایی قرار دهند؟ وانگهی این مسلم است که ملابرادر، در افغانستان مرتکب کارهایی شده است که باید مورد سوال قرار گیرد.

این چیزی نیست که پنهان باشد. زیرا او معاون و مدد کار مردی است که یکی از مخوف ترین گروه ها را رهبری می کند. مساله دیگر این که چرا افغانستان در جریان تحقیق از وی سهیم نباشد؟ مساله بر سر این نیست که ملابرادر تبعه کدام کشور است یا در کدام کشور بازداشت شده است. مساله این است که پاکستان متعهد به همکاری در مبارزه علیه تروریزم است و باید در تمامی مسایلی که به کشف سرنخ هایی برای ردیابی این جریان ضد بشری می شود با متحدین خودش همکاری کند و صداقتش را به اثبات برساند. نه این که به صورت یک جانبه و براساس ملاحظات خودش عمل کند. افغانستان یکی از طرف های عمده جنگی است که علیه آن جریان دارد. تا به حال نشانه ای از این که گروه طالبان به رهبری ملا عمر در عملیات تخریبی و تروریستی در پاکستان نقشی داشته باشد به مشاهده نرسیده است. دیر مدتی است که رهبری طالبان در کویته و سایر شهرهای پاکستان مسکن و مکمن دارند. شورای مشهور به شورای کویته نیز از خیلی وقت به این طرف در کویته حضور داشته است و همین چندی پیش ادعا شد که توسط مقام های پاکستانی به کراچی منتقل شده است. بازداشت ملا برادر در شهر کراچی که در آن شورا نقشی بسیار مهم داشت موید همین ادعاست. ولی تا حال ادعایی که به نقش آنان در حوادث پاکستان اشاره داشته باشد نه از جانب پاکستان و نه از جانب هیچ کس دیگری شنیده نشده است. گرچه به نقل از رسانه ها رحمان ملک، وزیر داخله پاکستان با آقای اتمر توافق کرده است که ملا برادر را به افغانستان تسلیم کند. هرچند گفته شده است که این کار در ازای تسلیم دهی یک زن پاکستان که بالفعل در افغانستان دستگیر شده است صورت می گیرد. در این میان معلوم نیست موضع امریکا چگونه خواهد بود. قبلا گفته شده بود که ملا برادر، از جمله طراحان عملیات جنگی علیه خارجیان مستقر در افغانستان هم بوده است و آماده ساختن افراد و آموزش آنان برای عملیات انتحاری را بر عهده داشته است. این مساله می تواند پای خیلی از کشورهای دیگر را به میان کشد، زیرا افراد آنان نیز طی عملیات انتحاری کشته شده اند.

 

هشت صبح

آخرین به روز رسانی ( جمعه ۰۷ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۳۵ )
 

تبصره روز: معمای پیچیده دستگیری ملا برادر

نامه الکترونیک چاپ PDF

جدا از اين كه خبر دستگيري مرد شماره 2 طالبان باعث حيرت شد، نقش وي در روند مصالحه با طالبان سئوال‌هاي زيادي را در اذهان پديد آورد. اين كه چرا وي در اين موقع حساس زمان دستگير شد و هدف از اين دستگيري تقويت روند مصالحه است يا تخريب آن و پرسش‌هاي مانند آن ذهن بسياري را به خود مشغول داشته است. روزنامه نيويورك تايمز  در شماره دوشنبه 26 ماه دلو خود خبر دستگيري ملا برادر را منتشر و اعلام كرد كه در اثر عمليات مشترك سازمان‌هاي استهباراتی امريكا و پاكستان وي در شهر كراچي  پاكستان دستگیر شده است.
مقامات پاكستان و قصر سفيد چند روز پس از خبر نيويورك تايمز، صحت اين خبر را تاييد و آن را گام مهمي در مبارزه با طالبان تلقي كردند.
شايد اگر ملا برادر يك سال پيش دستگير مي‌شد اين هياهو در رسانه‌هاي برپا نمي‌شد و دليل بهت و سردرگمي رسانه‌ها اين است كه زمان دستگيري وي مصادف است با زماني كه دولت افغانستان با تاييد كشورهاي غربي روند مصالحه با طالبان را به شدت پيگيري مي‌كند و كنفرانس لندن با شركت 70 نماينده از كشورها و سازمان‌هاي مختلف به اين روند مشروعيت داده است.
در اين زمان كه دولت کرزی و متحدان غربي آن نمي‌توانند در برابر طالبان از موضع قدرت صحبت كنند، نياز است تا سياست دلجويانه‌اي نسبت به رهبران طالبان به خصوص عناصري مانند ملا عبدالغني برادر كه گفته مي‌شود تمايل به گفت‌وگو با دولت را داشت، اتخاذ كنند، اما دستگيري وي در اين برهه از زمان كمي پيچيده به نظر مي‌رسد.

- ملا عبدالغني برادر كيست؟

ملا عبدالغني كه در زمان طالبان معاون وزير دفاع بود در زمان دستگيري مرد شماره 2 طالبان محسوب مي‌شد.
وي پس از ملا عمر رهبر طالبان، مهمترين عضو گروه طالبان است. ملا برادر رهبري "شوراي كويته " كه عالي‌ترين مرجع سياست‌گذاري طالبان محسوب مي‌شود را به عهده داشت و همچنين بالاترين مقام نظامي طالبان محسوب مي‌شد.
گفته مي‌شود كه فعاليت روزانه ملا برادر به 18 ساعت مي‌رسيد و تمامي فعاليتهاي طالبان در افغانستان بطور مستمر توسط وي بررسي مي‌شد.
او مسئول عزل و نصب تمامي قوماندانان طالبان و والي‌هاي حكومت در سايه و همچنين مسئول مالي گروه طالبان بود.
بنا به تعبير يكي از رسانه‌ها، اگر روزي حكومت طالبان بر سر كار مي‌آمد ملا برادر محور و قدرت اجرايي اين حكومت بود.

- ملا برادر عامل كليدي در روند گفت‌وگو بين افغانستان و طالبان

بر اساس ادعاي احمد رشيد  تحليل‌گر پاكستاني، ملا عبدالغني برادر در موسم حج سال گذشته با مقامات افغان و سعودي ديدار و مذاكره داشته است و همچنين نمايندگان وي با احمد ولي كرزي، برادر حامد کرزی رئيس جمهور افغانستان، در جنوب کشور گفت‌وگو كرده‌اند.

آن چه كه رسانه‌هاي غربي امروز تبليغ مي‌كنند حاكي از آن است كه ملا برادر چهره‌اي متفاوت با ديگر فرماندهان طالبان بوده است، از جمله وي گرايش به القاعده و طالبان پاكستاني نداشته است و فرمان جدی براي حفظ جان غيرنظاميان در حملات انتحاري داده بود.
اين اوصاف از ملا برادر كه ممكن است به منظور اهداف بعدي باشد، چهره وي را براي مذاكره موجه جلوه مي‌دهد.

- عوامل احتمالي دستگيري ملا برادر

خبر دستگيري ملا برادر باعث تعجب و حيرت بسياري از كارشناسان شد؛ جدا از اين كه خبر دستگيري مرد شماره 2 طالبان باعث حيرت شد، نقش وي در روند مصالحه با طالبان سئوال‌هاي زيادي در اذهان پديد آورد.
اين كه چرا وي در اين موقع زمان توسط پاكستان و امريكا دستگير شد و هدف از اين دستگيري تقويت روند مصالحه است يا تخريب آن و پرسش‌هاي مانند آن ذهن بسياري را به خود مشغول داشته است.

زلمي خليلزاد سفير سابق امريكا در سازمان ملل، افغانستان و عراق در مقاله‌اي كه در روزنامه هرالد تريبون منتشر شده است مي‌نويسد: "معني دستگيري ملا عبدالغني برادر در ميان اين شك و گمان‌ها كه او با ايالات متحده امريكا يا مقامات افغان مشغول مذاكره بود روشن نيست ".
بعيد به نظر مي‌رسد كه دستگيري ملا برادر بدون برنامه ريزي قبلي انجام شده باشد و به طور قطع اهداف مشخصي در پي دستگيري وي وجود دارد.

1- پيام پاكستان به امريكا

براي پاكستان كه در مداخلات خود در افغانستان از 30 سال گذشته  به طور مستقيم نقش داشته است، بسيار ناگوار است كه اكنون به حاشيه رانده شود. اين نظريه به خصوص براي سازمان استخبارات اين كشور يا همان I S I كاملاً صدق مي‌كند.
پيش از كنفرانس لندن، مقامات I.S.I به سران پاكستان هشدار داده بودند كه پاكستان بايد نقش محوري را در روند گفت‌وگو با طالبان ايفا كند.
به نظر مي‌رسد كه تحولات اخير بر وفق مراد سازمان استخبارات اين كشور نيست و با آگاهي بر اين نكته كه ملا برادر نقش كليدي در مذاكرات با دولت افغانستان و ميانجي‌گري‌هاي سعودي دارد، اقدام به دستگیری وي كردند.
اين اقدام پاكستان مي‌تواند هشداري باشد به مقامات امريكا كه هر گونه مذاكره بين طالبان و امريكا بايد از طريق پاكستان انجام شود در غير اين صورت به فرجام نخواهد رسيد.
شايد سفر ريچارد هالبروك  به افغانستان و پاكستان كه درست پس از دستگيري ملا برادر انجام شد رايزني پيرامون اين مسئله باشد.

2- حذف عامل كليدي به منظور شكست يا كنترول مذاكرات

اعتقاد بر اين است كه تكيه دولت کرزی در مذاكرات صلح با طالبان، ملا عبدالغني برادر بوده است. حال حذف وي از ميدان مي‌تواند روند گفت‌وگوهاي صلح را با چالش جدي مواجه سازد.
اين كه كدام جناح از اين روند متضرر مي‌شود و يا كدام جناح خواهان اين روند نيست، مبهم است، اما انگشت اتهام بيشتر به سوي پاكستان نشانه مي‌رود زيرا اين كشور از وجود طالبان در افغانستان و به خصوص نواحي مرزي استفاده‌هاي ابزاري زيادي مي‌برد و همچنين طالبان به عنوان ابزار كنترول فعاليت‌هاي اقتصادي هند در افغانستان همواره كاربرد داشته است.
در روند مصالحه نيز بين سخنان حامد كرزي و مقامات غربي به خصوص امريكايي‌ها تفاوت آشكاري ديده مي‌شود. كرزي از يك مصالحه عمومي سخن مي‌گويد و حتي نام ملا محمد عمر را به زبان مي‌آورد، حال آنكه مقامات غربي تنها از جذب بخشي از طالبان سخن مي‌گويند كه به دلايل غير عقيدتي جذب اين گروه شده‌اند. ممكن است كه حذف ملا برادر از اين روند گوشزد باشد به حامد كرزي تا پا را از گليم خويش درازتر نكند.
3- مهره سوخته بايد حذف شود

يك قوماندان طالبان دست از جنگ كشيده در مصاحبه با يك نشريه كانادايي از سياست مهره سوخته سخن گفته بود. به گفته وي اگر يكي از قوماندانان طالبان از دستورات افسران آی اس آی  تمرد و سرپيچي كند حكم مهره سوخته را دارد و سزاي وي "گوانتانامو " و يا "بگرام " است.

يك قوماندان دیگر طالبان در گفت وگو با Newsweek كه روز گذشته به نشر رسيده است، گفته است كه طالبان مي‌توانند در مقابل ناتو و امريكا تا ابد بجنگند اما تاب مقاومت در برابر پاكستان را ندارند. وي طالبان را دربرابر پاكستان به گوسفنداني تشبيه كرده است كه مشغول چرا هستند و هرگاه صاحب آنها (پاكستان) اراده كند مي‌تواند هر كدام از آنها را به قصاب بفروشد.


اگر مذاكرات ملا برادر بدون هماهنگي با مقامات Iآی اس آی انجام شده باشد پس وي نيز حكم مهره سوخته و يا گوسفند آماده فروش به قصاب را دارد.
همانطور كه آی اس آی ملا عبيدالله آخوند  را در سال 2007 و در هنگام سفر ديك چني معاون سابق رئيس جمهور امريكا دستگير كرد يا به تعبير اين قوماندان طالبان، را فروخت.

4- دستگيري ملا برادر نشان از همكاري پاكستان

دليل فوق كمي با ديگر دلايل در تضاد است اما با اظهارات آصف علي زرداري در كنفرانس‌هاي بين‌المللي كه همواره داد از مبارزه با تروريسم مي‌زند همخواني دارد.
همچنين فشار امريكا بر پاكستان براي مبارزه صادقانه با تروريسم و هشدار براي قطع كمك‌هاي مالي از ديگر دلايل قوت گرفتن اين دليل مي‌تواند محسوب شود.

5- دستگيري بخشي از نقشه روند صلح

برخي كارشناسان معتقدند كه دستگيري ملا برادر بخشي از نقشه‌اي است كه براي هموار كردن راه ورود وي به كابل و ايفا كردن نقش فعال‌تري در روند صلح طرح شده است.

ممكن است كه وي نيز همچون ساير رهبران طالبان پس از دستگيري با وساطت كرزي از زندان آزاد شود و براي تحقق روند صلح نقش فعالي را بازي كند اما آيا در اين صورت طالبان همچون گذشته مطيع و گوش به فرمان وي خواهند بود؟

عبدالسلام ضعيف سفير سابق طالبان در اسلام آباد  در گفت وگو با راديو آزادي اعلام كرد كه دستگيري يك قوماندان و آوردن وي به كابل به منظور جذب ديگران تاثير چنداني نخواهد داشت.

تاثير دستگيري ملا برادر بر طالبان

از اين نكته نيز نبايد غافل شد كه دليل دستگيري ملا برادر هر چه باشد تاثير بسزايي در روحيه طالبان در حال جنگ دارد. در حال حاضر بزرگترين عمليات نظامي افغانستان پس از سال 2001 در ولسوالی مارجه  ولايت هلمند در حال انجام است و 15000 نظامي ناتو و افغان به مواضع طالبان در ولايت جنوبي هلمند  حمله كرده‌اند.
فقدان اين قوماندان كليدي مي‌تواند تاثير سوئي در كوتاه مدت بر پيكره طالبان داشته باشد اما تجربه نشان داده است كه در دراز مدت حذف عوامل مهمتر از ملا برادر نيز نتوانسته است باعث تضعيف طالبان شود.
قتل ملا دادالله كه در زمان خود موثرترين و شجاع‌ترين قوماندان  طالبان محسوب مي‌شد هيچ تاثيري بر فعاليت‌هاي طالبان نداشت، همچنين دستگيري ملا عبيدالله آخوند كه نقش وي موثرتر از ملا عبدالغني برادر بود هيچ تاثيري بر فعاليت‌هاي طالبان نگذاشت بلكه در سال‌هاي اخير انسجام بيشتري در فعاليت‌های طالبان ديده مي‌شود.
 

 

فارس

آخرین به روز رسانی ( يكشنبه ۰۲ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۵۳ )
 

تبصره: اهداف اصلی امریکا در افغانستان مشخص نیست

نامه الکترونیک چاپ PDF
یک پایگاه اینترنتی- در تحلیلی درباره ستراتژی آمریکا در افغانستان نوشت که آرامش در این کشور تنها در صورت شفاف سازی اهداف امریکا در افغانستان و بیان صریح علت حضور نظامیان امریکایی در این کشور تحقق می یابد.به گزارش آنتی وار، ریچارد هالبروک نمایندهخاص امریکا در امور افغانستان و پاکستان درحالی که در نشست کنفرانس امنیتی مونشن از برقراری آرامش در آینده نزدیک در افغانستان خبر داد که احتمال آغاز موج جدیدی از حملات ناتو در جنوب افغانستان وجود دارد.دولت امریکا در حالی از برقراری آرامش در افغانستان خبر می دهد که هم اکنون چندین مانع بزرگ بر سر تحقق این امر وجود دارد، به طور مثال تاکنون نه پنتاگون و نه کاخ سفید آشکارا درباره اهداف اصلی امریکا در افغانستان صحبت نکرده اند و مشخص نیست که آیا هدف امریکا از ادامه اشغالگری دستگیری رهبر القاعده است یا شکست طالبان.

آنتی وار در ادامه می نویسد: گفته می شود که مقر القاعده در افغانستان است و بارک اوباما معتقد است که هدف اصلی امریکا باید برقراری ثبات و امنیت در پاکستان و همچنین افغانستان باشد اما در عمل شاهد مخالفت گسترده مردم و اردوی پاکستان با سیاست های مداخله گرایانه امریکا در این کشور هستیم.


به نوشته آنتی وار، امریکا نیروهای چند ملیتی را با هدف شکست طالبان و برقراری ثبات و امنیت در این کشور مستقر کرده است و این اقدامات به منظور ابراز حمایت ایالات متحده و دفاع از دولت منتخب در کابل است اما اقدامات اردوی امریکا برای سرکوبی طالبان یک موفقیت محسوب نمی شود 

همچنین هالبروک در کنفرانس امنیتی مونشن گفته است: متاسفم که طی سال گذشته توجه چندانی به مصالحه با طالبان نشده است. وی در ادامه افزود: جنرال های امریکایی امسال به جدایی رابطه طالبان با مردم پشتون امیدوارند.

این پایگاه اینترنتی در ادامه نوشت: دولت امریکا هم اکنون وعده کمک یک میلیون دالری را به رهبران مناطق قبیله نشین افغانستان به منظور ابراز مخالفت خود با طالبان اعلام کرده است.

آنتی وار در پایان گزارش خود می نویسد: نابودی القاعده بدون حمایت و مشارکت کشورهای همسایه از جمله ایران، پاکستان و هند امکان پذیر نیست در حالی که برخی از این کشورها خواهان خروج نیروهای خارجی می‏باشند. 

در پی انتشار خبر طرح خاص ناتو برای حمله به ولایت هلمند افغانستان، طالبان از آمادگی خود برای مقابله با حملات نیروهای ائتلاف بخصوص نظامیان امریکایی و انگلیسی خبر داده و اعلام کرده که با کمربندهای انفجاری و سایر مواد منفجره در انتظار ورود نظامیان امریکایی و انگلیسی به ولایت هلمند است.

در همین حال دهها هزار نفر از ساکنان مناطق جنوبی بدلیل در پیش بودن عملیات ناتو بر ضد طالبان در این منطقه خانه های خود را ترک کرده اند.
 
آخرین به روز رسانی ( چهارشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۵۳ )
 

تبصره روز: نقش دورنگ عربستان در مذاکره حکومت کرزی با طالبان

نامه الکترونیک چاپ PDF

روابطي که عربستان سعودي باطالبان داردازلحاظ تاريخي کاملاً دو رنگ و دوپهلو مي باشد.مدت هاي زيادي اين کشورازطالبان حمايت کردو ازجمله سه کشوري درکنارپاکستان و امارات متحده عربي بودکه رژيم طالبان را در دهه 1990 به رسميت شناخته بودند.

به گفته سبستيان زونس، از انستيتوت آلماني براي مطالعات شرق، اين حقيقت تلاش هاي اعلام شده براي مذاکرات ميان حکومت کرزی وطالبان را غير شفاف مي سازد. از يک سو روابط تاريخي مي تواند اساسي براي مذاکره باشد، از جانب ديگر ازنظراين اسلام شناس نگراني هاي ديگري نيز ايجاد مي شود. سبستیان روزنس در تحلیل خود میاورد :اين که عربستان سعودي نه تنها مبارزه با تروريزم را شعار قرار داده، بلکه از آنجايي که آن کشور از مفکوره مذهبي اي نمايندگي کرده و آن را گسترش مي دهد، مفکوره اي که طبعاً بر اساس به اصطلاح معيار هاي غربي، نه در جهان بيني ما و نه طبعاً هم درسياست در مورد افغانستان ميگنجد، و ازاين طريق حتي موقف طالبان قوي هم شده مي تواند.آنچه که مي تواند عواقب بسيار بدي باخود به همراه داشته باشد. منظور اين است که از طريق مذاکرات با طالبان نظم و بيش از همه امنيتي را که بسياري افغانها هوس آن را دارند، دوباره به ميان آيد. اما يک دور جديد اسلامگرايي افراطي و محصور کننده نمي تواند آنچه باشد که حامد کرزي و غرب فعال در افغانستان، براي آن کشور مي خواهند.براین اساس، از نظر زونس اين مهم است که عربستان سعودي، واضح ساخت که با کي اصلاً صحبت شود، زيرا طالبان به هيچ صورت گروه واحدي با تصورات قومي، سياسي و مذهبي واحد نيستند. ازاين سبب سبستيان زونس مي پرسد که:از کدام طالبان احساس خطر مي شود؟ با کدام طالبان مي توان مذاکره کرد؟ کلمه به اصطلاح طالبان ميانه رو هميشه با علاقه ياد مي شود - مطمئناً مشکلات زيادي در مذاکره با رهبران طالبان وجود دارد، آنهايي که روابط نزديک با القاعده دارند، ونيز مشکلاتي براي عربستان سعودي.

عربستان سعودي با شبکه دهشت افگن القاعده و رهبر آن اسامه بن لادن حساسيت خاصي دارد: در سال 1991 اين کشور نفت خيز، بن لادن، اين عضوء يک خانواده ثروتمند سعودي را بخاطر حملاتش بر خاندان سلطنتي، از آن کشور بيرون کرد و هنگام سفر حامد کرزي، رييس جمهور افغانستان به تاريخ دوم فبروري، رهبري آن کشور در رياض، يکبار ديگر تأکيد کرد که تلاش براي صلح زماني ممکن است که طالبان، اسامه بن لادن را تسليم بدهند. از نظر زباستيان زونس، اين مانعي براي مذاکرات شده مي تواند.

از نظر سبستيان زونس، کارشناس آسياي ميانه، سوال عمده اين است که تا چه اندازه حکومت حامد کرزي مي تواند ازاين تلاش هاي ميانجيگرانه سود ببرد. و بيش از همه عربستان سعودي چه سودي مي تواند از مذاکرات با طالبان داشته باشند.

زباستيان زونس در اخیر تحلیل چنين نتيجه گيري مي کند:عربستان سعودي نمي تواند يک همکار 100 فیصد قابل اعتماد براي افغانستان باشد، زيرا روابط دو پهلو با طالبان مي تواند مانعي در راه همکاري کامل با افغانستان باشد.

 

دویچه ویله

آخرین به روز رسانی ( دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۴۶ )
 

تحلیل دیلی تلگراف: روابط امریکا و چین تیره شده است

نامه الکترونیک چاپ PDF

يك سال پيش امريكايي‌ها اميد زيادي براي يك روابط دوستانه با چين داشتند، اما به نظر نمي‌رسد كاخ سفيد به انتظارات خود دست يافته باشد - چينایی‌ها هنوز در عدم تمايل به تغيير مواضع خود در مسائل كليدي پافشاري دارند.روزنامه ديلي تلگراف در مقاله از بررسي روابط امريكا - چين آورده است: يك سال پيش هيلاري كلينتون، به عنوان وزير خارجه امريكا چين را به عنوان مقصد اولين سفر خارجي خود برگزيد و در اين سفر به ميزبانان چشم بادامي خود تصويري مبالغه آميز از روابط با امريكا ارائه داد. در اين مقاله آمده است: دفاع از حقوق بشر ديگر براي واشنگتن يك اولويت نبود، اما همكاري در زمينه تجارت و تغييرات آب و هوايي در اولويت قرار گرفت. بارك اوباما، رييس جمهور امريكا كه تمايلي به آزرده كردن چينایی‌ها ندارد، اندكي پيش از سفر خود به چين اظهار داشت: با دالايي لاما، رهبر روحاني تیبت ملاقات نخواهد كرد و در پیكن نيز به تعريف و تمجيد از طيف گسترده منافع مشترك ميان دو كشور پرداخت.

ديلي تلگراف مي‌افزايد: هم اكنون ‌١٢ ماه گذشته است، خانم كلينتون در حال سرزنش چين (و سايرين) به خاطر ايجاد يك "پرده اطلاعاتي" جديد در اينترنت به منظور رقابت با پرده آهني دوران جنگ سرد است و به طور محكم از گوگل در اختلافاتش با چين بر سر هك و سانسور حمايت مي‌كند. اوباما با فروش شش ميليارد دالر تسليحات نظامي به تايوان - الهه انتقام چين - موافقت كرده است، تايوان از سال ‌١٩٤٩ از چين جدا شد و داراي موجوديتي مستقل است، اما هنوز چين اين كشور را يكي از ایالت های خود مي‌داند. از طرفي اوباما تصميم دارد به زودي با دالايي لاما ملاقات كند. دالايي لاما نماد استقلال طلبي منطقه تیبت از چين است.

در ادامه اين مقاله مي‌خوانيم: امريكايي‌هايي كه از آنها در خصوص علل اين دگرگوني سوال شود، شايد پاسخ خواهند داد، در طول اين يك سال، طرف چيني اقدامات ملموسي در راستاي ارتقاي روابط حسنه انجام نداده است، آنها در مورد موضع خود مبني بر عدم موافقت با تشديد به تحريم‌ها عليه ايران هيچ باجي نداده‌اند و مانعي براي امضاي توافقنامه تغييرات آب و هوايي در كپنهاگ بودند.دولت چین هم‌چنين در كپنهاگ با فرستادن يكي از مقام‌هاي ارشد خود به جاي هوجين تائو، رييس جمهور چين براي ملاقات با اوباما، وي را تحقير كردند.

در بخش ديگري از اين مقاله مي‌خوانيم: اما از زاويه ديد چین، رييس جمهور امريكا به وعده‌هاي خود در بيانيه مشترك دو كشور در ماه نوامبر عمل نكرده است، در اين بيانيه‌ تاكيد شده بود: دو كشور بر منافع دو جانبه و چشم پوشي از اختلافات خود تمركز كنند. رهبران چين هم اكنون معتقدند دولت اوباما برخي اقدامات تحريك آميز را به طور عمدي انجام داده است. آنها معتقدند اختلاف گوگل با چين مي‌توانست محدود به يك مساله تجاري باشد اما كاخ سفيد جنبه سياسي آن را بزرگنمايي كرد.

نگارنده‌ مقاله مي‌افزايد: چين هم چنين خود را براي دور جديد فروش تسليحات امريكا به تايوان آماده كرده بود اما از حجم تسليحاتي كه قرار است به تايوان فروخته شود بسيار شگفت زده و عصباني شده است. تحليلگران چيني گفته‌اند در هفته‌هاي اخير حجم اين بسته تسليحاتي افزايش يافته و چندين هلي كوپتر و زير دريايي نيز به آن اضافه شده است. پروفسور شي يينهونگ، يكي از كارشناسان ارشد روابط امريكا - چين در دانشگاه "مردم" در پیكن اظهار داشت: دولت چين بسيار خشمگين است، آنها بر اين باورند كه اوباما به خاطر دلايل سياسي داخلي در حال قرباني كردن پيشرفت‌هاي واقعي به دست آمده سال گذشته در روابط امريكا و چين است.

در ادامه مي‌خوانيم: به نظر مي‌رسد كاخ سفيد به طور ناشيانه‌اي بيش از اندازه بر تاثيرات جذابيت شخصي رييس جمهور امريكا حساب باز كرده است و به نظر مي‌رسد مقامات امريكايي ها از عدم عقب نشيني چين نسبت به موضع خود در قبال ايران تعجب زده شده‌اند. احساس مي‌شود امريكاييان به طور ناعاقلانه‌اي انتظارات خود را بالا برده‌اند؛ بويژه پيش از اجلاس كپنهاگ. در اين اجلاس هوجين تائو از پذيرش نظارت بين‌المللي بر انتشار گاز كربن امتناع ورزيد.

ديلي‌تلگراف در ادامه آورده است: پیكن بر عصباني خود درخصوص فروش تسليحات نظامي به تايوان فائق خواهد آمد - پس از فروش مشابه تسليحات امريكا به تايوان در زمان رياست جمهوري جورج بوش، چين اندكي روابط نظامي خود با امريكا را احيا كرد - اما هم اكنون دولت اين كشور اوباما را يك شخصيت ضعيف مي‌پندارد. علاوه بر اقداماتي كه اوباما انجام داده روش انجام آنها نيز دولت چين را عصباني كرده است. او با زير پا گذاشتن فوري توافقنامه دوجانبه هم اكنون يك فرد غير قابل اعتماد در نظر گرفته مي‌شود كه رفتاري مناسب ندارد.

در بخش پاياني اين مقاله مي‌خوانيم: در حال حاضر گزينه‌هاي پيش روي واشنگتن محدود است. قسمت اعظم قرض ‌٤/١٢ تريليون دالري امريكا مربوط به چين است و مصرف كنندگان مجبور به استفاده از توليدات ارزان قيمت چيني هستند. به نظر مي‌رسد ورزيدگي در حال افزايش چين اين اعتقاد را به وجود مي‌آورد كه امريكا بيش از هر چيزي به چين نياز دارد.

آخرین به روز رسانی ( جمعه ۱۶ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۱۸ )
 
صفحه 1 از 6

نظرسنجی

نسخه جدید سایت پیام روز را چگونه ارزیابی می کنید؟
 

تبلیغات

تبليغات در پيام روز

آگهی متنی

آخرين نظرات

  • به نظر من این بهتر است که با طالبان پیوست نه اینکه... ادامه...
  • خانم یک مرد که زنش بسیار جنگره بود به اثر سکته قلب... ادامه...
  • مطلب جالبی بود :lol: :-* ادامه...

پیوندها