سايت خبری تحليلی پيام روز

امروز : سه شنبه
۱۸. اسفند ۱۳۸۸
23. ربيع‌الاول 1431
9. مارس 2010

جک

يک کليپ جالب از خنده کودک

نامه الکترونیک چاپ PDF
يک کليپ جالب از خنده کودک 
آخرین به روز رسانی ( پنجشنبه ۰۵ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۱۲ )
 

صدای کلاه قرمزی براي موبايل

نامه الکترونیک چاپ PDF
صدای کلاه قرمزی براي موبايل
آخرین به روز رسانی ( پنجشنبه ۰۵ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۱۲ )
 

دو تا برادره آخره شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن

نامه الکترونیک چاپ PDF
دو تا برادره آخره شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن، ديگه هروقت هرجا يك خراب كاريي ميشده، ملت ميدونستن زير سر اين دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاكي ميشن، ميرن پيش كشيشِ محل، ميگن:‌ تورو خدا يكم اين بچه‌هاي مارو نصيحت كنيد،‌ پدر مارو درآوردن. كشيشه ميگه: ‌باشه، ولي من زورم به جفتِ اينا نميده، بايد يكي يكي بياريدشون. خلاصه اول داداش كوچيكه رو ميارن، كشيشه ازش ميپرسه: پسرم، ‌مي‌دوني خدا كجاست؟ پسره جوابشو نمي‌ده، همين جور در و ديوار ر و نگاه مي‌كنه. باز يارو مي‌پرسه: پسرجان، مي‌دوني خدا كجاست؟ دوباره پسره به روش نمياره. خلاصه دو سه بار كشيشه همينو مي‌پرسه و پسره هم بروش نمياره، آخر كشيشه شاكي ميشه، داد ميزنه: بهت گفتم خدا كجاست؟! پسره مي‌زنه زير گريه و در ميره تو اتاقش، در رو هم پشتش مي‌بنده. داداش بزرگه ازش مي‌پرسه: چي شده؟ پسره ميگه: بدبخت شديم! خدا گم شده، همه فكر مي‌كنن ما برش داشتيم
 

تركه 10 تومن ميندازه تو صندوق صداقات

نامه الکترونیک چاپ PDF
تركه 10 تومن ميندازه تو صندوق صداقات، هنوز دوقدم رد نشده بوده،‌ يك ماشين ميزنه بهش، درب و داغونش ميكنه. همون وقت يك باباي ديگه‌اي داشته يك پولي مينداخته تو همون صندوق، ‌تركه با حال زار پاميشه، ‌ميگه: آقا پولتو اونتو ننداز، اون صندوقش خرابه!
 

وسط اردبيل يه چاهي بوده، ‌هي ملت مي‌افتادن توش

نامه الکترونیک چاپ PDF
وسط اردبيل يه چاهي بوده، ‌هي ملت مي‌افتادن توش،‌زخم و زيلي مي‌شدن. ميان تو شهرداري يك جلسه برگذار مي‌كنن كه واسه اين مشكل يك راه حلي پيدا كنن. يكي از مهندسا پا ميشه ميگه: يافتم! ما يك آمبولانس مي‌گذاريم بغل اين چاه، ‌هركي افتاد توش رو سريع ببره بيمارستان. ملت همه هورا مي‌كشن..آفرين! ايول! دمت گرم!‌ يك مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق كه همتون نفهميد!‌ آخه اينم شد راه حل؟! ملت ميگن، خوب تو ميگي چي‌كار كنيم؟ يارو ميگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بيمارستان، كه بدبخت جون داده. ما بايد يك بيمارستان كنار اين چاه بسازيم، كه همه بهش سريع دسترسي داشته باشن! ملت ديگه خيلي حال مي‌كنن، كف مي‌زنن سوت مي‌كشن، كه ايول بابا تو چه مخي داري!‌ يهو يه مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق هرچي بهمون ميگن خر، حقمونه! آخه اين شد راه حل؟! اين همه خرج كنيم يك بيمارستان بسازيم كنار چاه كه چي بشه؟ مردم تعجب مي‌كنن،‌ميگن: خوب تو ميگي چيكار كنيم؟ يارو ميگه: بابا اين كه واضحه، ما اين چاهو پر مي‌كنيم، ميريم نزديك يك بيمارستان يك چاه مي‌زنيم!
 
صفحه 1 از 38

نظرسنجی

نسخه جدید سایت پیام روز را چگونه ارزیابی می کنید؟
 

تبلیغات

تبليغات در پيام روز

آگهی متنی

آخرين نظرات

  • به نظر من این بهتر است که با طالبان پیوست نه اینکه... ادامه...
  • خانم یک مرد که زنش بسیار جنگره بود به اثر سکته قلب... ادامه...
  • مطلب جالبی بود :lol: :-* ادامه...

پیوندها